History
Icon-add-to-playlist Icon-download Icon-drawer-up
Share this ... ×
...
By ...
Embed:
Copy

 
[PLAY]

اي بهار دلم
سوي محفل ما
كي شود كه بيايي

با نسيم سحر
گويم از غم تو
شرح حال جدايي

تو نهان شده اي به كجا
نفسي رخ خود بگشا

بس كن جور و جفا
مشكن عهد مرا
رحمي كن بهر خدا، روشن كن شب هاي ما

دل خون شد ز غمت
مفتون شد نگهت
گشتم شيداي كويت، ترسم نبينم رويت

[PLAY]

 
[PLAY]

دلم گرفته هموطن هوای موندن ندارم

نشسته غصه تو قلب من نوای خوندن ندارم

گذشت وقت جوونی سفر رفت مهربونی

شدم زندونی غم تو با من همزبونی

زغربت خیلی خستم تو دردمو می دونی

تویی همخون و جون من تو با غم آشنائی

وطن خون و غرور من برام مرگ جدایی

ای وای بر دل من طلسم مشکل من

اگه وطن نباشه کجا خاک و گل من

از این بهار پر گل خزون شد حاصل من

اگه یه روزی غم بره خنده بیاد ماتم بره

(
دوباره این دل پر می گیره زندگی رو از سر می گیره )

اگه تنم رها بشه درای بسته وا بشه

(
دوباره این دل پر می گیره زندگی رو از سر می گیره )

[PLAY]

آسون نشو!ای همسفر

ویرون نشو!ای در به در

منو بگیر از همهمه

منو به خلوتت ببر

معجزه کن!خاتون من

تولدی دوباره کن

منو ببر به حادثه

شبو پر از شراره کن

ستاره پر پر می کنی،

ای نازنین!گریه نکن

تو این چنین گریه نکن

گریه نکن! ای شب زده

ای شب نشین!گریه نکن

گریه نکن !گریه نکن

خاتون هم گریز من

برای این در به در

بی سرزمین گریه نکن

[PLAY]

 
[PLAY]

 
[PLAY]

 
[PLAY]
460>_3414284

وطن پرنده ی پر در خون
وطن شکفته گل در خون
وطن فلات شهید و شمع
وطن پا تا به سر خون
وطن ترانه ی زندانی
وطن قصیده ی ویرانی
ستاره ها اعدامیان ظلمت
به خاک اگر چه می ریزند
سحر دوباره بر می خیزند
بخوان که دوباره بخواند
این عشیره ی زندانی
گل سرود شکستن را
بگو که به خون بسراید
این قبیله ی قربانی
حرف آخر رستن را
با دژخیمان اگر شکنجه
اگر بند است و شلاق و خنجر
اگر مسلسل و انگشتر
با ما تبار فدایی
با ما غرور رهایی
به نام آهن و گندم
اینک ترانه ی آزادی
اینک سرودن مردن
امروز ما ، امروز فریاد
فردای ما ، روز بزرگ میعاد
بگو که دوباره می خوانم
با تمامی یارانم
گل سرود شکستن را
بگو ، بگو که به خون می سرایم
دوباره با دل و جانم
حرف آخر رستن را
بگو به ایران
بگو به ایران

[PLAY]

مسافر شهر غمي --- عريبي مثل خودمي

[PLAY]

Next Page